سياست خارجي مهمتر است يا اقتصاد؟

امروز کشور با معضلات عمده اي در عرصه ي اقتصاد مواجه است که نمي توان از کنار آن به راحتي گذشت. امروز بيش از پيش اقتصاد مهم شده است. نمي توان آن را ناديد گرفت. از سوي ديگر در عرصه بين الملل هم مشکلات زياد است. البته براي هرفرد يکي از اين دو موضوع و يا ديگر مشکلات اولويت دارد. به هرحال کاهش ارزش پول، تورم، بيکاري مسائلي نيست که بتوان از کنار آن به راحتي گذشت و هر يک از ما آثار آن را در زندگي خود حس کرده ايم. اقتصاد تک محصولي وابسته به نفت بيش از پيش به سياست خارجي وابسته است البته اينطور نيست که اقتصاد هاي ديگر وابسته به سياست خارجي نباشد و بالعکس، چه بسا سياست خارجي ديگر کشورها به خصوص کشورهاي توسعه يافته بسيار بيشتر از ما اقتصاد محور باشد اما وقتي عمده درآمد شما برآمده از صادرات يک محصول باشد، اقتصاد، ابعاد امنيتي نيز پيدا مي کند يعني مرگ و زندگي. از اين رو سياست خارجي که در پي کسب منافع ملي است بايد به عنوان گارد محافظ نفت عمل کند. زماني هم که سياست خارجي مستقل و حق محور در پيش گرفته شود، نفت در خوش بينانه ترين حالت، ابزاري براي تغيير رفتار[1] مي شود.

از سوي ديگر بدون هيچ دليل محکمه پسندي ايران را تهديدي براي صلح و امنيت جهاني معرفي مي کنند تا راه براي تحريم و انزواي ايران باز شود.

به هرحل امروز سياست خارجي ما بيش از پيش اقتصادي شده است و نمي توان اين دو را از هم جدا کرد. اما نکته اصلي در اين مسئله است که چه کسي اقتصاد را براي ما مهم کرده است و چه عنصري سياست ما را شکل داده است؟ مشخص است؛ فرهنگ

آنچه که در ايران بيش از پيش نياز به برنامه و تفکر و دوندگي دارد فرهنگ است. راه مقابله با تحريم، فرهنگ است. يکي از موارد تاثير يا عدم تاثير تحريم ارزشهاي فرهنگي جامعه مورد تحريم است که تا چه حد مصرف گرا ست.

عمده مشکلات امروز کشور ما فرهنگي است. اينکه ملت نمي تواند در مقابل افزايش غير منطقي پسته بايستد جز مشکل فرهنگي ريشه اي ديگري دارد؟

اگر دم از شکاف در جامعه و نسل ها و ... مي زنيم ريشه ي فرهنگي دارد. فتنه 88 حاصل ناکارآمدي دستگاه هاي فرهنگي ما بود و چقدر با بصيرت بودند افرادي که بعد از فتنه به دنبال کار فرهنگي رفتند و صحبت هاي رهبري خطاب به برخي از فعالين فرهنگي در ديدارهاي چندي پيش ايشان، نشان دهنده ي عمق و ضرورت اين کار بوده است.

فردي که شعار نه غزه نه لبنان سر مي دهد مشکل فرهنگي دارد نه سياسي و در اينجاست که مي توان عمق سياست خارجي را در فرهنگ ديد.  

بيشتر از آنکه به دنبال تيم اقتصادي باشيم به دنبال تيم فرهنگي و فکر فرهنگي رئيس جمهور باشيم. به نظر من در يک جامعه ديني بيش و پيش از آنکه ساختارها مناسب باشند، اين افراد هستند که بايد مناسب باشند و افراد و کارگزاران صالح ضعف ها را مي پوشانند.

وقتي فرهنگ، فرهنگ اسلامي باشد، کار ارزش است، کمک به نظام براي عبور از بحران ها ارزش است، عدم سو استفاده از اوضاع نابسامان ارزي و اقتصادي ارزش است، همدلي و همکاري جهت رفع مشکلات ارزش است.

نمي دانم اگر مانند تابلوهاي هواسنج ، تابلو فرهنگ سنج در سر چهارراه ها نصب کنند، چند روز بايد شهر را تعطيل کرد.



[1] آنچه مقامات غربي عنوان مي کنند اين مسئله است که با تحريم به دنبال تغيير رفتار جمهوري اسلامي هستند نه تغيير نظام و براندازي اما نوع تحريم هاي اعمالي بيشتر مردم را هدف گرفته تا با تحريک آنها زمينه هاي براندازي را فراهم نمايد.